تبلیغات
هرمس بوک - دانشنامه خیامی
دوشنبه 7 بهمن 1392

دانشنامه خیامی

   نوشته شده توسط: هرمس    نوع مطلب :عرفان و فلسفه شرق ،ادبیات و رمان ،


دانلود رایگان کتاب :


توضیحات مهم است،و دید تازه ای از خیام به شما می دهد !

نویسنده:

دانشنامه‌خیامی ،مجموعه رسائل علمی و فلسفی و ادبی عمربن ابراهیم خیامی،کتابی است که توسط رحیم رضا زاده ی ملک، که چند سال پیش از دنیا رفت،گردآوری و تصحیح شده و شامل رسالات حکیم خیام نیشابوری در ریاضیات،هندسه،جبر و مقابله،موسیقی،کلام و فلسفه و سروده های اصیل و مستند این دانشمند و شاعر سترگ ایرانی است.

کتاب شامل چند بخش است:

1- مقدمه بسیار ارزشمند گردآورنده،که بخوبی از منابع کهن تاریخی هر آنچه که پیرامون خیام ضبط شده است را استخراج و در اختیار مخاطب گذاشته تا ما را با شخصیت حقیقی خیام که برخلاف آنچه است که می پنداریم آشنا سازد.
از آنجا که این بخش بسیار مهم است در شناخت خیام،قسمت هایی از آن را در اینجا می آوریم.

چهار مقاله،نظامی عروضی (551-552ه.ق)
خیام در سال526 قمری (1131 میلادی) در سن 83 سالگی در نیشابور درگذشت. اما او مرگ خود و موضع دفن خویش در بلخ به احمد بن عمر بن علی نظامی عروضی سمرقندی بیان کرده بود. عروضی سمرقندی یکی از دوستان و اردتمندان خیام به شمار می رود.به پاس همین دوستی و ارائه مقام معنوی خیام است که عروضی در چهار مقاله خویش در باره خیام و بزرگی او میپردازد و می نویسد:

« در سنه ست و خمس مایه به شهر بلخ در کوی برده فروشان در سرای امیر ابو سعد جره خواجه امام عمر خیامی ( خیام) و خواجه امام مظفر اسفزاری نزول کرده بودند، و من بدان خدمت پیوسته بودم. در میان مجلس عشرت از حجة الحق عمر شنیدم که او گفت:
گور من در موضعی باشد که هر بهاری شمال بر من گل افشان می کند. مرا این سخن مسحیل نمود و دانستم که چنویی گزاف نگوید. چون در سنه ثلاثین به نشابور رسیدم، چهار سال بود تا آن بزرگ روی در نقاب خاک کشیده بود، و عالم سفلی از او یتیم مانده، و او را بر من حق استادی بود. آدینه ای به زیارت او رفتم و یکی را با خود بردم که خاک او بمن نماید. مرا بگورستان حیره بیرون آورد و بر دست چپ گشتم در پایین دیوار باغی خاک او دیدم نهاده، و درختان امرود و زرد آلو سر از باغ بیرون کرده و چندان برگ و شگوفه بر خاک او ریخته بود که خاک او در زیر گل پنهان شده بود، مرا یاد آمدآن حکایت که بشهر بلخ از او شنیده بودم. گریه بر من افتاد که در بسیط عالم و اقطار ربع مسکون او راهیچ جای نظیری نمیدیدم. ایزد تبارک و تعالی جای او در جنان کناد بمنه و کرمه.»

تتمه صوّان الحکمة،بیهقی(565 ه.ق)
الفیلسوف حجة الحق،عمر بن ابراهیم الخیام،اصل و میلاد او از نیشابور بوده،در اجزاء علوم حقیقی و سعت آن تلو بوعلی(سینا) است.لیکن در خُلق ضیقتی(تنگی ای) داشت،و در تعلیم و تفهیم و تالیف برای دیگران ضنّتی (خساست) میکرد.
بعد بیهقی از علم او در قرائت اعجاب میکند،که عمر خیام وجوه اختلاف قرّا قرآن را بیان میکرد! و فرد مقابل خیام می گوید: حق تعالی جهان را از وجود مبارک امام خالی مداراد.چه گمان نداشتم،که کسی از قرّا بتواند اختلاف این وجوه را بیان کند،تا چه برسد به حکیم و فیلسوف.)
از اینجا نتیجه می گیریم خیام در علوم قرآنی متبحر بوده است و بلکه هم پیشتاز. 

و پس از آن بیهقی نحوه ی وفات خیام را شرح می دهد،که عین همین عبارت را شهرزوری نیز در نزهة الارواح آورده است که او هم متعلق (586-611 ه.ق) بوده است،و در سند این واقعه ی تاریخی به دلیل قدمت آن و اینکه دو نفر از مورخان نامی آن را ذکر کرده اند، به سختی می توان تردید کرد:

«امام‌ محمد بغدادی‌ داماد عمر الخیامی‌ گوید مطالعه‌ی‌ کتاب‌ الهی‌ از کتاب‌ الشفا(کتاب فلسفه ی ابن سینا) می‌کرد؛ چون‌ به‌ فصل‌ واحد و کثیر رسید چیزی‌ در میان‌ اوراق‌ مطالعه‌ نهاد و مرا گفت‌ جماعت‌ را بخوان‌ تا وصیت‌ کنم. چون‌ اصحاب‌ جمع‌ شدند به‌ شرایط‌ قیام‌ نمود و به‌ نماز مشغول‌ شد و از غیر اعراض‌ کرد. نماز خفتن‌ بگزارد و روی‌ بر خاک‌ نهاد و گفت: اللهم‌ انی‌ عرفتک‌ علی‌ مبلغ‌ امکانی، فاغفرلی‌ فان‌ معرفتی‌ ایاک‌ وسیلتی‌ الیک.
پروردگارا،به راستی که من به اندازه ی ظرفیت امکانی ام تو را شناختم،پس مرا مورد آمرزش خود قرار داده،چرا که معرفتم نسبت به تو واسطه ی قرب من است بسویت.
و جان‌ به‌ حق‌ سپرد».


القاب خیام
در منابع مختلف نام های بسیاری با القاب گوناگون در مورد خیام آورده شده است،که طی فحص و تحقیق گردآوردنده ی کتاب،می توان با توجه به تمام منابع،نام کامل خیّامی را چنین بدست داد:
الأدیب الأریب،الحکیم الفاضل،الأوحد،فیلسوف العالمین،سیّد حکماء المشرق و المغرب،خواجه الشیخ،الامام الأجل،ججّة الحق،نصیر الدین،غیاث الدین،ابی الفتح(ابی حفص)، عُمَر بن ابراهیم الخیّامی،(الخیّام) النیشابوری.

پس از آن در مقدمه به تبحر خیام در نجوم اشاره می کند که به همین خاطری در گروهی که سلطان ملکشاه و خواجه نظام الملک گردآوردند،و رصد خانه ای بنا کرده و تقویم جلالی خورشیدی،یا ملکشاهی را تنظیم و محاسبه کردند که جزو کارهای ماندگار و شاخص خیام است.

رحیم رضا زاده ی ملک پس از این بحث ها،به داستان رفاقت عمر خیام،حسن صبّاح،و خواجه نظام الملک اشاره می کند و آن را بیخ و بن کذب می داند و دروغین و با توجه به سن و سال تولد و وفات هر یک این دروغ را که در برخی منابع آمده اثبات میکند.
و همینطور داستان جاهلانه و خرافاتی که درباره ی تناسخی بودن خیام در بعضی منابع آمده است را برای تفریح نقل می کند که در آن تبدیل شدن انسانی به خر و گذشتن خیام از کنار و در گوشش خواندن این رباعی که:
ای رفته و باز آمده و خم گشته / نامت ز میان نام ها کم گشته / ناخن همه جمع گشته و سُم گشته / ریش از پسِ پشت آمده ، دُم گشته ! و سپس گفت:
روحی که حالی تعلق به جسد این خر گرفته،پیشتر متعلق بدان مدرّسی بود،که در این بقعه اقامت داشتی! و چون عروج نکرد در نزول ماند.

شاگردی ابن سینا در فلسفه و علوم و پیرو بودن از فلسفه سینوی
خیام در رساله ی کَون و تکلیف که به عربی نوشته،چنین می نویسد:
«بدان که این مساله از مسائلی است،که اکثر مردم در آن متحیر مانده اند...شاید من و «معلم من»،افضل المتأخرین،شیخ الرئیس،ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینای بخاری، اعلی الله درجاته،که در این خصوص امعان نظر کردیم،مباحثه ما را به مطالبی رسانده که نفس ما را قانع کرده،و این یا از ضعف نفوس ما بوده است که به چیز رکیک باطل خوش ظاهر،فریفته شویم،و یا بر اثر خود کلام و حیثیت آنست که چاره ای جز قانع شدن ندارد.»
در این کلام خیام رسما ابن سینا را معلم خویش می خواند،و در رساله های فلسفیش نیز جا پای او می گذارد و مطالب را از او وام می گیرد،اما در اینکه این شاگردی با واسطه بوده یا بدون واسطه بین محققان بحث هاست،و عباس اقبال آشتیانی در مقدمه این استبعاد را که حتما باید شاگردی باواسطه باشد،رد می سازد.

معرفی رساله های کتاب

1- القول علی اجناس الذی بالاربعة
رساله ای است در دانش موسیقی که به زبان عربی نگاشته شده است،

2- رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس
رساله ای است در هندسه به زبان عربی،که در آن خیام اعظم مشکلات هندسه اقلیدس را به زعم خویش می خواهد در این رساله بازگو کند،و در بعضی مسائل آن تردید می افکند و آن را زیر سوال می برد،این کتاب مشتمل بر سه مقاله است:
در مقاله ی اول خیام معترض شکّ در متوازیات شده است.
در مقاله ی دوم بحث در حقیقت نسبت و تناسب مقداری کرده و آنچه را که در مقاله 5 کتاب اقلیدس بیان شده،ناقص دانسته و یک تحقیق فلسفی را در این مورد لازم می شمرد.
در مقاله ی سوم خیام به لزوم استدلال این حکم معترض می شود: «از سه مقدار نسبت اول و سوم،از تالیف نسبت اول و دوم، و نسبت دوم و سوم،تولید می شود» و این مقاله راجع به نسبت مولف است.
و این رساله اینگونه آغاز میشود: ستایش خداوندی را سزاست،که خدای رحمت و انعام است،و درود بر بندگان برگزیده اش،خصوصا سید پیام آوران محمد،و همگی پاکان خاندان وی.

3- رساله فی قسمة ربع دایرة
رساله ای در جبر،به زبان عربی.در حلّ یک مساله ی جبری بوسیله قطوع مخروطی،در جواب کسی که از آن حکیم سوال کرده است. این رساله با اینکه موضوع آن ریاضی است، باز از پاره ای مسائل تاریخی و حکمی خالی نیست.
به علاوه در این رساله مشخص می شود،که از 21 قسم معادله ی جبری که شناخته شده در بین مسلمین بوده،فقط 11 قسم آن توسط ریاضیدانان پیش از خیام وضع شده، 10 عدد دیگر را حکیم خیام وضع و حل کرده است!

4- رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله
رساله ای به عربی با موضوع جبر و مقابله.این رساله را خیام به قاضی القضاة ابی طاهر اهدا کرده است.
در مقدمه ی این رساله خیام ضمن شکایت از حال و روز علم و عالِم در زمان خود می نویسد:

«... و من همیشه حرص شدید،به تحقیق همه ی این گونه ها و شناختن براهین ممکن و ممتنع هرگونه داشته ام،زیرا در حلّ مسائل دشوار بدانها احتیاج است.لیکن گذشت زمان چنان بود که حصول آن را به تعویق می انداخت چرا که....
گرفتار روزگاری هستیم که از اهل علم فقط عده­ی کمی، مبتلا به هزاران رنج و محنت، باقی مانده اند که پیوسته در اندیشه­ی آنند که غفلت­های زمان را فرصت جسته، به تحقیق در علم و استوار کردن آن بپردازند.
و بیشتر عالِم­نمایان زمان ما،حق را جامه­ی باطل می­پوشند و گامی از حدّ خودنمایی و تظاهر به دانایی، فراتر نمی­نهند.
و آنچه را هم می­دانند، جز در راه «اغراض مادی» به­ کار نمی­بندند و اگر ببینند که کسی «جستنِ حقیقت و برگزیدن راستی» را وجهه ی همت خود ساخته و در ترک دروغ و خودنمایی و مکر و حیله جهد و سعی دارد، او را خوار می­شمرند و تمسخر می­کنند،و در هر حال خدا یار و پناه همگان است.
و چون خدای بزرگ توفیق پیوستن به قاضی القضات امام سید ابی طاهر را به من ارزانی داشت... پس برای تقرّب جستن به مجلس عالی او،چاره آن دیدم که با تلخیص حقایق فلسفی که آنها را تحقیق کرده بودم،فرصتی را که سختی های روزگار از من گرفته بود جبران کنم و آن را با شناخت و شماردن گونه ها از مقدمات جبری آغاز کردم، زیرا ریاضیات به تقدیم سزاوارتر است،و به ریسمان توفیق الهی چنگ زدم.»


5-رساله فی الاحتیال لمعرفة مقداری الذهب و الفضة فی جسم مرکب منهما
رساله ای به عربی در علم میزان. و بیان دستور معروف ارشمیدس و ترازوی اوست.میزان الحکم نامی بوده است که علمای اسلام به ترازوی ارشمیدس اطلاق می کرده اند، به این نظر که آن ترازو به حکمت و تدبیر،مقدار طلا و نقره ی جسم مرکّب از آن دو ،یا جواهر اشیاء مرصع را،بدون دست زدن به ترکیب جسم یا شیء معین می کرده است.

6-ترجمه ی خطبة الغرّاء ابن سینا
پیش از این به پیرو بودن خیام در فلسفه از ابن سینا اشاره کردیم،ابن سینا خطبی در توحید و اثبات نبوت عامه و خاصه و احوال آسمان و افلاک و کیفیت خلقت دارد،و آنها در زبان عربی به سجع آراسته،این خطبه را خیام در سال 472 ه.ق به سفارش مردمان اهل علم اصفهان،به پارسی استوار برمی گرداند.
این خطبه از نظر توحیدی در سطح بسیار بالایی است و در آن به دلایل وجود خدا و دلایل وحدت و کیفیت صفات او می پردازد.و پس از آن طبق علوم رایج آن دوره به افلاک دیگر پرداخته و کیفیت خلقت را تبیین می کند.

و پایان خطبه اینگونه است،خطبه ای به زبان عربی از ابن سینا و با ترجمه عمر خیام:
خداوند ما و آفریدگار ما،خداوند و آفریدگار مبادی،ما تو را جوئیم و تو را می پرستیم،و از تو خواهیم،توکّل بر تو کنیم،که آغاز همه ی چیزها از توست و بازگشتن همه ی چیزها بسوی توست،الحمدلله اولا و آخرا.


7- رساله فی الکون و التکلیف
رساله ای است در فلسفه و حکمت بغایت دقیق و استوار،و در عین ایجاز و اختصار،در باب هستی و تکلیف و مسئولیت ما در قبال هستی.
و این رساله در پاسخ به سوال ابی نصر محمد بن عبدالرحیم نسوی،که امام قاضی نواحی فارس بوده،و انسانی تیزهوش و گیرایی است که خیام او را بسیار احترام می گذارد.

8- رساله الضیاء العقلی فی الموضوع العلم الکلی
این رساله عکس برداری از نسخه و به زبان عربی است،و تنها رساله ی ترجمه نشده ی کتاب است.

9-ضرورة التضاد فی العالم و الجبر و البقاء
این رساله بسیار مهم در فلسفه نیز در پاسخ به ابی نصر محمد بن عبدالرحیم نسوی،که امام قاضی نواحی فارس بوده،نگارش یافته،که سه سوال بسیار مهم و عمیق را از فیلسوف نیشابور پرسیده است،و خیام نیز که از سوال های عمیق او به ذوق آمده پاسخ های تحلیلی و جالبی به او می دهد.و آن سه سوال اینهاست:
1- چون خدای،تعالی،مصوّر شرّ و ظلم نمی شود،و از سویی تعدد واجب الوجود نیز ممتنع است،چگونه ملزوم های ضرر و شرّ،از مصدر وجود واجبش صادر می گردد؟
2- کدام یک از دو فرقه ی جبریه (که منکر اختیارند) و قدریّه (که قائل به اختیار مطلقند) به صواب نزدیکترند؟
3- عده ای می گویند که بقا از صفات معانی است،و اطلاق این صفت بر ذات باقی که در خارج می باشد،زائد است.چطور ممکن است این عقیده صحیح باشد؟ و اگر نیست چگونه و از چه راهی می توان با صاحبان این عقیده مناقشه کرد؟

10- رساله در علم کلیات وجود
رساله ای است فلسفی به پارسی در باب یکی اصلیترین مسائل فلسفه مشاء و اصلیترین مسائله فلسفه یعنی وجود.
در این رساله صاحب عادل از خیام درخواست کرده است،و خیام رساله را چنین می آغازد:
این بزرگوار به هروقت از من یادگار می خواستی در علم کلیات.پس این جزو بر مثال رسالتی از بهر درخواست او املاء کرده شد تا اهل علم و حکمت انصاف دهند،که این مختصر مفیدتر از مجلدات است! ایزد تعالی مقصود حاصل گرداند.

11- رساله در کشف حقیقت نوروز
نوروزنامه نمونه‌ی کاملی از سبک نثر در قرن پنجم است و کلیه‌ی مختصات نثر قرن پنجم در آن دیده می‌شود. روش نگارش این کتاب بسیار ساده و شیوا و خالی از تکلف است. عبارات آن کوتاه و مفردات تازی آن کم است و بعضی لغات و عبارات پهلوی در آن دیده می‌شود. از این کتاب دو نسخه خطی باقی مانده‌است. یکی نسخه  لندن و دیگری نسخه برلن.نوروزنامه منسوب به شاعر گران‌مایه و عالی‌قدر ایران خیام است.
در نوروزنامه اسباب پیدایش جشن نوروز و کشف حقیقت آن و این‌که کدام‌یک از شاهان واضع جشن نوروز بوده و آیین آن و آداب پادشاهان ساسانی در این باب و مطالب گوناگون دیگری آمده است.

12- اشعار و سروده ها:
در منابع مختلف،اشعاری عربی- فارسی،(قصیده و رباعی) به خیامی نسبت داده شده است،هر چه زمان بیشتر گذشته تعداد رباعی ها افزونتر شده! اما بی شک همه ی اینها از خیام نیست...در منابع باقی مانده تا سال 750 ه.ق فقط 61 تکه (قطعه،قصیده،رباعی-عربی،فارسی) به خیامی منتسب شده است.
که همه اینها در بخش پایانی این کتاب به صورت تحقیقی و مستند آورده شده است.

کامل ترین و مستندترین مجموعه اشعار خیام درانتهای این کتاب است.

توضیح :
کتاب فوق می بایست 483 صفحه داشته باشد،اما ما به دلایلی از اسکن متون عربی کتاب صرفنظر کردیم و تنها ترجمه فارسی رساله ها را در فایل الکترونیک آوردیم،و از آنجا که اشکال هندسی و ریاضی در متون عربی آمده بود،آن را جدا کرده و پس از یادداشت های هر رساله بصورت مستقل آوردیم.



بر چسب ها: خیام ،

سه شنبه 8 بهمن 1392 03:45 ق.ظ
مسعود عزیز

تلاش درجهت ارتقاءفرهنگی هرگز دودنمیشود
چون دعای خیر بسیاری بدرقه راهتان است
متاسفم که قدرگوهرهای کم نظیری چون شما
شناخته نمیشود
راهت مستدام
پاسخ هرمس : سپاس فراوان بانو....
انشاءالله!
هرمس
دوشنبه 7 بهمن 1392 03:38 ب.ظ
در جواب مهرزاد:

سلام و سپاس مهرزاد عزیز
مشکل باشگاه ادبیات فیلتر بودنش هست،و خب مسلما تعداد بازدید کننده ها خیلی کمتر می شوند.
ولی امیر عزتی در باشگاه ادبیات واقعا زحمت می کشد.
در مورد موازی کاری،
آری! باید برحذر بود...
منتها من چندی از اسکن دست میکشم و بیشتر به افزودن همین وبلاگ می پردازم،
در مورد آن دو کتابی که گفتی!
دست نگهدار! هستی و عرفان مرحوم آشتیانی را دارم و موجود است!
اسکن این را انجام نده،اما دومی بلامانع است...

ممنون از حضورت.
شاد باشی.
هرمس
دوشنبه 7 بهمن 1392 03:34 ب.ظ
درود بر دوستان عزیزم
دوستان لطفا از گذاشتن پیام های خصوصی صرفنظر کنید! چرا که وبلاگ این امکان را ندارد
که من برای اینها پیامی درج کنم،
و صرفا پیام های عمومی را قادر به پاسخگویی هستم...و حتما اگر خصوصی هم احیانا نوشتید ایمیل خود را ذکر کنید،
چرا که مرا دسترسی به پروفایل کتابناکتان نیست!
در جواب امین سی تی آر عزیز:

با سپاس از لطف و محبتت
بله کاملا درست میگویی، خیلی نباید برای فضای مجازی عمر گذاشت! چرا که ممکن است همه اش دود شود! و به بالا رود...
البته من از ریسک ها می پرهیزم و مطالب خارج از فضای جمهوری اسلام درج نخواهم کرد،تا فیلتر نشود...
ضمنا این وبلاگ ها از پشتیبانی هم بهره مندند، و در صورت وجود اشکال می شود در جای دیگری اینها را پایه گذاری کرد.
ممنون از توصیه ات! مسلما درس و آینده ام را فراموش نمی کنم، و کلا بعد این همه مدت،
خیلی بهم فشار نمی آید آپلود کتاب و زمانی نمی برد!!
توضیحات نیز معمولا از قبل داده ام، یا از جایی میگیرم.
سپاس از راهنمایی ات امین جان،
امیدوارم اینجا دوباره بیایی،چرا که نمی توانم به پروفایلت بیایم!
شاد باشی و دل زنده.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر