تبلیغات
هرمس بوک - برگزیده اشعار نیما یوشیج
سه شنبه 8 بهمن 1392

برگزیده اشعار نیما یوشیج

   نوشته شده توسط: هرمس    نوع مطلب :ادبیات و رمان ،


دانلود رایگان کتاب :

نویسنده : نیما یوشیج
بکوشش : سیروس طاهباز

برگزیده اشعار نیما یوشیج به انتخاب و کوشش دوست و یار غارش سیروس طاهباز یکی از بهترین برگزیده هایی است که از آثار این شاعر نوپرداز و دردمند معاصر در دست است و از آنجا که طاهباز خود موانست عجیبی با این پیرمرد یوش داشت،انتخابش از اشعار نیما نیز جایگاهی ممتاز دارد.از ویژگی های منحصر به فرد این کتاب زندگینامه ی خودنوشت نیماست که در ابتدای کتاب آمده است.

من از این دونان شهرستان نیَم . . .
خاطرِ پر درد ِ کوهستانیَم .

نیما : قصیده پریده رنگ

مرحوم سیروس طاهباز در مقدمه چنین می نویسد:

نیما یوشیج ، نیما اسم کوهی است در مازندران و یوشیج در زبان طبری یعنی اهل یوش ، در شعر این روزگار بهترین سرآغاز است. در کنار مردان هیاهوگر شهری، مردی به صلابت و شگفتی زدگی روستاهای دور کوهستانی ایستاد، «کوهی» ماند !
نیما هرگز «شهری» نشد ، نه در عالم محصلی و نه معلمی ،نه در خانه و نه در خیابان.اما او شعر شهری ما را بنیاد کرد ! شعری در برابر زمان و با زمان.
اگر چند شعر نیما را خوب بخوانید ، خواهید دید که شعر او چه آسان خوانده می شود و اگر پابه پای این اشعار بیایید ،درخواهید یافت که شعر نیما نه مشکل است ، و نه شگفتی آور،شعر خوب و زنده و یگانه ی این روزگار است، و نیما نه تنها شروع کننده است که به کمال رساننده هم هست.



« به کجای این شب تیره بیاویزم
قبای ژنده ی خود را ؟ »


۩

کشتگاهم خشک ماند و یکسره تدبیرها
گشت بی سود و ثمر.

تنگنای خانه ام را یافت دشمن با نگاه حیله اندوزش
وای بر من می کند آماده بهر سینه ی من تیرهایی
که به زهر کینه آلوده ست . . .

پس به جاده های خونین کله های مردگان را
به غبار قبرهای کهنه اندوده
از پس دیوار من بر خاک می چیند .
وز پی آزار دل آزردگان
در میان کله های چیده بنشیند .
سرگذشت زجر را خواند .
وای بر من!

در شبی تاریک از این سان
بر سر این کلّه ها جنبان
چه کسی آیا ندانسته گذارد پا؟
از تکان کلّه ها آیا سکوت این شب سنگین
- کاندر آن هر لحظه مطرودی فسون تازه می بافد-
کِی که بشکافد؟
یک ستاره از فساد خاک،وارسته
روشنایی کی دهد آیا
این شب تاریک دل را ؟


عابرین ! ای عابرین !

بگذرید از راه من بی هیچ گونه فکر
دشمن می رسد می کوبدم بر در
خواهدم پرسید نام و هر نشان دیگر
وای بر من!
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را . . . ؟
تا کشم از سینه ی پر درد خود بیرون
تیرهای زهر را دلخون . . .
وای بر من !


....................
سراسر نبوغ و جسارت !
مردی که یک تنه در برابر 1000 سال ادبیات ایستاد . . .

(در ابتدای کتاب زندگینامه خودنوشت نیما را حتما بخوانید ! در نامه های آخر کتاب توضیحات زیبایی از نیما درباره ی حرکتش خواهید خواند.)

من از این دونان شهرستان نیَم . . .خاطرِ پر درد ِ کوهستانیَم/.

* انتشارات علمی فرهنگی،از فوت شاعر و یارش سال ها می گذرد.



بر چسب ها: نیما یوشیج ،

خراب
سه شنبه 8 بهمن 1392 01:18 ب.ظ
گرم یاد اوری یا نه

من از یادت نمی کاهم
پاسخ هرمس : نیست یک دم شکند
خواب به چشم کس و لیک....
غم این خفته ی چند،
خواب در چشم تَرم می شکند ....


زنده باشی رفیق شفیق !
ممنون از معرفتت.

امیدوارم لینک های باز کتابای اینجا بهت بچسبد !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر