تبلیغات
هرمس بوک - پدران و پسران
پنجشنبه 10 بهمن 1392

پدران و پسران

   نوشته شده توسط: هرمس    نوع مطلب :ادبیات و رمان ،

دانلود رایگان کتاب :


نویسنده : ایوان تورگنیف 
مترجم : مهری آهی

این رمان را از دست مدهید ! این کتاب هم از نظر فرم و هم از نظر محتوا جزو شاهکارهای ادبیات روسیه و جهان است...
آنچه این رمان را متمایز کرده پرداختن برای اولین بار به مساله ای فلسفی بود،که بشر امروزه نیز با آن دست به گریبان است، نیهیلیسم...
این اصطلاح از واژه «nihil» در زبان لاتین، به معنای هیچ آمده است.
نیهیلیسم نظریه و مکتبی فلسفی‌ست که منکر هر نوع ارزش اخلاقی و مبلغِ شکاکیتِ مطلق و نفی «وجود» است.
گروهی از آنارشیست‌های قرن نوزدهم روسیه را نیز نیهیلیست خوانده‌اند.

اول بار تورگنیف ، نویسنده روس، در داستان پدران و پسران این عنوان را برای این گروه به کار برد،چند سال بعد نویسنده ی بزرگ روسی،داستایوسکی در رمان جن زدگان خویش،نیهیلیسم را در شخصیت کم نظیر استاوروگین خود نشان داد.
تورگنیف این عنوان را برای آن گروه از روشنفکران روس به کار برد که از کندگامیِ اصلاحات سرخورده بودند و از ایمانِ پیشینیانِ خود به لیبرالیسم دست برداشته و هوادار نابود کردن نظام موجود با «هر وسیله» بودند.(که کمی با معنای فلسفی اش متفاوت است)
مهمترین نظریه پردازان این گروه در روسیه د. ای. پیسارف بود که در رمان تورگنیف در شخصیت بازارف بازسازی شده...
اما بازارف کیست و چه ویژگی هایی در این کتاب بزرگ دارد؟

در ص 45 و 46 کتاب ،پاول پترویچ، از آرکادی (شخصیت اصلی رمان) می پرسد بازارف چه کاره است؟
آرکادی که دوست صمیمی اوست می گوید:
«او نیهیلیست است .. .
-چطور؟
نیهیل تا آنجا که من می دانم،از ریشه ی لاتین است که به معنی «هیچ» می باشد،پس این کلمه قاعدتا در مورد شخصی به کار می رود که به هیچ چیز ایمان ندارد . . . کسی که به همه چیز،با دیده ی انتقاد می نگرد
- مگر فرقی هم می کند؟
البته که فرق می کند،نهیلیست کسی است که در مقابل هیچ قدرتی زانو نمی زند،کسی است که به هیچ اصلی ایمان ندارد،حتی اگر آن اصل از طرف همه مورد احترام باشد...»

بازارف؛
پزشک جوانی است که به هیچ اصلی پایبند نیست و باصطلاح آن زمان روسیه "نیهیلیست " است،
آدمی سر زنده ، مغرور و علم گراست خود را طبیعی دان می داندودرهر جا که سکونت می کند به دنبال شناخت سازوکار بدن حیوانات است. با دوستش به دیدن خانواده ی او می روند و او صبح ها قورباغه را تشریح می کند !
و در سر سفره ی ناهار یا شام با پدر و عموی دوستش به بحث می نشیند و همه چیز را انکار می کند و همه چیز و همه کس را دست می اندازد .ایمان و عشق را باسادگی تمام به تمسخر می گیرد و هر بار که عاشق می شود خود را نیز مسخره کرده و فکر می کند که رمانتیک شده است . . .

زندگی را جدی می گیرد و می خواهد زمین و زمان را تغییر دهد .اصلا فکر نمی کرد که زندگی نیز می تواند با او شوخی کند شوخی ای که برای او گران تمام شده است .
آدمی که می خواست قهرمان روسیه باشد با همه چیز سر جنگ داشت در هنگامی که جسد مردی را که در اثر تب حصبه مرده بود کالبد شکافی می کرد دست خودش را می برد و به آسانی بدن او آلوده می شود و خود پس از چند روز در اثر تب می میرد.
در هنگام مرگ از پدرش می خواهد به دنبال زنی بفرستد که دوسش داشته است اما با غرور تمام نمی خواست آن را بپذیرد و خانم آنا سر گیونا بر بستر مرگ او حاضر می شود و بر خلاف آنچه که بازارف به شدت از آن پرهیز داشته است زندگی و مرگش رمانتیک و تراژیک می شود و حتی می پذیرد که کشیش برای او که در حال احتضار است مراسم مذهبی را آنجام دهد اگر چه که با طنزی می گوید به پدرش می گوید:
" تو و مادرم از ایمان قوی خود استفاده کنید و کمک طلبید ...موقع خوبی است که آنرا بمورد امتحان بگذارید "
او مسیحیت و فلسفه ی رواقی را برای تسلی خاطر بازماندگان مفید می داند. بازارف بدون اینکه کوچکترین تغییری در روسیه انجام دهد و یا هیچ یک از افکار خود را به مرحله ی اجرا گذارد می میرد.
به دوستش که عاشق دختری شده و می خواهد با او ازدواج کند و به تعبیر او جوجه ای که مرغ شده است می گوید  :

«  تو برای زندگی تلخ و بی نمک ، یعنی زندگی منفرد ما خلق نشدی . در تو نه جسارت و نه بغض هست ، بلکه فقط شجاعت و گستاخی جوانی موجود است و این بدرد کار ما نمی خورد. شما نجبا جز آنکه بزرگوارانه تسلیم شوید و یا بجوش و خروش در آئید ، نمی توانید قدم مهمی بردارید . . . و اینهم ارزشی ندارد . مثلا شماها نمی جنگید و خود را شجاع تصور می کنید .اما ما می خواهیم بجنگیم .میفهمی ، گرد و خاک ما چشمان ترا کور خواهد کرد ، اعمال ما ترا لکه دار خواهد کرد ... تو اصلا بما نرسیده ای ، تو بدون اینکه مایل باشی ، از خودت خوشت میاید . دوست داری بخود دشنام دهی ، ولی ما از این کار حوصله مان سر می رود . ما اشخاص دیگری را لازم داریم ، ما دیگران را باید بشکنیم »

زندگی بازارف نشان می دهد که گاهی زندگی انسان چقدر می تواند مسخره و تراژیک باشد.چیزی که در دنیای امروزین ما هم به شدت به چشم می خورد.

جدا از مسائل فلسفی،
این کتاب سرشار از عشق و دوستی است،و برای کسانی که دنبال داستان های عاشقانه می گردند،هم مطمئنا لذت بخش است.
پس بار دیگر آن توصیه ام را باید بکنم....

این رمان را از دست ندهید !


بر چسب ها: تورگنیف ، نیهیلیسم ،

kami45
پنجشنبه 10 بهمن 1392 10:45 ب.ظ
سلام جناب پورفر ممنون از زحمات همیشگیه شما. کتابهای شما بسیار به درد بنده خوردند و از شما تشکر میکنم شما چه در کتابناک باشید چه در اینجا همیشه پی گیر کارهاتون هستم و سپاسگزار
پاسخ هرمس : سلام کامی گرامی
همیشه به ما لطف داری...
خوشحالم که کتب بدردت میخورد،و حقیقتا می خوانی شان سوای دانلود:)
شاد باشی و دل زنده.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر