تبلیغات
هرمس بوک - اطلاعیه ششم : خداحافظی . . .
سه شنبه 22 بهمن 1392

اطلاعیه ششم : خداحافظی . . .

   نوشته شده توسط: هرمس    نوع مطلب :اطلاعیه ها ،


غلام همّت آنم ،  که پایبندِ یکی است !
به جانبی متعلق شد ، از هزار ؛ برست . . . 


سلام و درود

پس از مسدودیت ناگهانی پروفایل در کتابناک، فرصتی میسر نشد که با دوستان خداحافظی ای کنم، و گفتم خوب است در همینجا این کار را انجام دهم....
دوستان عزیزی به بنده اصرار کردند که فعالیت را ادامه دهم، بدون تعارف بنظرم به اندازه لازم و کافی فعالیت کرده ام، و این دوره نیز از زندگی ام، سپری شد و نه تنها ناراضی نیستم که خشنودم، که علاوه بر تجربیات تلخ و شیرین و معلومات فراوانی که حاصل شد، دوستان عزیز و فرهیخته ای که دیدارشان در فضای حقیقی ممکن نبود ! بدست آوردم و آن خدمت و فعالیتی را که خوش داشتم ، برای دوستانم انجام دادم...
و چه چیزی بالاتر از این !؟


پس از طیّ این قضایای اخیر که در اطلاعیه های پیشین شرحش گفته شد ، به عنوان عضو کوچکی از تولید کنندگان ایبوک، فعلا دست از ادامه کارم در اینجا و فضاهای دیگر می کشم و ترجیح می دهم مدتی به دور از درگیری ها و مشغولیت ها این دارِ مجازی و نا آرامی ها و تنش ها و قدر نشناسی هایش، به کارهای خویشتن بپردازم تا دیگران، چرا که سال سرنوشت سازی را در سرای حقیقی ، پیش رو دارم و بقول بزرگِ غزل سرایان ایران :

ما آزموده ایم در این شهر، بختِ خویش ،
بیرون کشید باید، از این ورطه ؛ رخت خویش . . . 

ولی همانطور که گفتم، نه با تلخ کامی که با شادکامی می روم و از دوره ای که طی شد، خشنودم و شاکر . امیدوارم از تصمیم بنده ناراحت نشده نباشید و به نظرم احترام بگذارید... باشد که در آینده، اگر عمر و حوصله ای باقی بود ، بتوانم بازگردم.

اما اکنون، احساس انبساط و آرامش و آزادی خاصی دارم که وصف ناشدنی است و گویی زمانم ، بدون این مشغولیت ها ؛ برای خویشتن چندین برابر شده است !






اما به عنوان حرف آخر . . .

دوستان کتابناکی عزیز و همراه ، و ناشرین گرامی ! 

اگر ما به هر صورت باعث کدورتی در شما شدیم، عذرخواهیم ، که هدفمان خیر بود و برایش می کوشیدیم ، همگی تان را دوست داریم حتی آنها که در حق ما ستم کردند !
چه خوبست در همین روزگار سه پنجی، کینه ها و ناراحتی ها را دور بریزیم و از در صلح و آشتی در آییم که هدف همه مان، رشد و ارتقای فرهنگ کتابخوانی در ایران زمین بود.
خداوند همه ی ما را بیامرزد...

دوستان و همراهان عزیز ، اگر با این کوچک ،  سخنی داشتید و خواستید تماس بگیرید از طریق این ایمیل در دسترس وجودتان هستم :

hermesbook.blog@gmail.com

اوقات خوش آن بود ، که با "دوست" به سر شد .
باقی ، همه بی حاصلی و ؛ بی خبری بود . . .

...........................................................



با آرزوی پیشگامی خرد و معنویت در سراسر ایران ،
و بهره مندی همه ی ایرانیان از کتابِ ناب !
دوستدار کتاب، و ارادتمند اهل کتاب....

هرمس ( poorfar )


buy levitra
پنجشنبه 19 مهر 1397 07:15 ق.ظ

Wow tons of great advice.
buy levitra generic levitra generic levitra 20 mg bayer prezzo buy 10 mg levitra cheap 20mg levitra levitra 20 mg vardenafil levitra 20 mg bayer prezzo levitra 20 mg levitra 20 mg bayer prezzo
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 02:59 ب.ظ
دلم برایت تنگ شده
...
لعونارد
چهارشنبه 16 تیر 1395 06:40 ق.ظ
خداحاقظ ولی امیدوارم که یه روزی دوباره برگردی
سه شنبه 17 شهریور 1394 05:53 ب.ظ
دلم برات تنگ شده پورفر.
چرا برنمیگردی کتابناک؟
این بود رسم رفاقت؟؟؟
بهنام
چهارشنبه 19 فروردین 1394 02:55 ب.ظ
سلام و عرض ادب

جناب هرمس بزرگوار من تازه با اینجا اشنا شدم
و حضوض فراوانی بردم و به روح شما درود میفرستم

اما ای کاش بازم می اومدی.

حداقل کتابهای خوب را به ما معرفی میکردی
...
چهارشنبه 14 آبان 1393 07:25 ب.ظ

دوباره فعال شو دیگه
جمعه 18 مهر 1393 07:53 ب.ظ
آن به که در این زمانه کم گیری دوست
با اهل زمانه صحبت از دور نکوست
آنکس که به جملگی تو را تکیه بر اوست
چون چشم خرد باز کنی دشمن اوست

خیام
نسترن
پنجشنبه 17 مهر 1393 07:28 ب.ظ
سلام مسعود عزیز...
دوران خوبی بود دوران با کتابناک بودن...
روزهای خوبیکه آرزو میکنم کاش میشد که تکرار شود
امیدوارم یه روزی اینقدر آزادی عمل هم تو دنیای مجازی و هم دنیای واقعی وجود داشته باشه که آدم "مجبور" نشه که بره...
در آخر یه بیتی رو عنوان میکنم که همچین بی ربط هم نیست...
هنوز با همه دردم امید درمان هست... که آخری بود آخر شبان یلدا را...
مسعود عزیز شما رو به خدای بزرگ میسپارم و براتون آرزوی شادکامی در تمام مراحل زندگی رو دارم...
شنبه 12 مهر 1393 03:24 ب.ظ
خسته نباشید
طیبه موحدیان
یکشنبه 15 تیر 1393 01:18 ق.ظ
جناب پورفر مدتی که از کتابناک دور بودم نمیدونم چه اتفاقی افتاده که من در جریان نیستم و باعث شده که شما از کتابناک بیرون بیاین و دیگه نمی تونیم با شما مراوده ی فرهنگی داشته باشیم در هر صورت از این که با شما آشنا شدم بسیار خوشبختم به امید بازگشتتون (machal)
شنبه 10 خرداد 1393 04:53 ب.ظ
دوستت داریم پورفر
اسود(NOIR)
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 01:52 ق.ظ
2
مسعود عزیز در این زمانه ی غریب باید خیلی مراقب بود.

چرا اینها را به شما می گویم ، من که می دانم چقدر باکمالات هستید و چقدر عالم.

دلیلش شاید اینست که بگویم من لحظه ای از یاد خدا غافل شدم و تا مرز تباهی پیش رفتم. شاید اگر دعای خیر او نبود ....

مسعود جان برایت زندگی در کنار "او" را آرزومندم. او در همه ی فرهنگها ، در همه ی زبانها یک معنی دارد. انشالله با "او" ، با آن راز مقدس، با آن گل سرخ، با آن ازادی حقیقی ، با آن آرامش دل ، با آن عشق زلال سالهای سال زندگی خواهید کرد در صحت و سلامتی . و فرزندانی صالح که برایتان افعالی ماتاخر و خوش را رقم خواهند زد.

انشالله که همینطور است؛ من که سایه ای از هیچم اما همیشه برای خوشبختی شما و دیگر دوستان دعا خواهم کرد.

مسعود جان کمک به مخلوقات خداوند را هرگز نباید از یاد برد ، اینها را به در میگویم تا خود دیوارم بشنود . جدا من که خیلی ذوق و شوق کمک به مخلوقات محبوب مطلق را دارم. از شما تقاضامندم در دعاها و در راز و نیاز از خداوند بخواهید توفیق خدمتگزاری به بندگانش را به من روسیاه عطا فرماید. و دعا کنید که در این راه ثابت قدم باشم و نیتم تنها و تنها برای خدا باشد. که :عبادت به جز خدمت خلق نیست // به تسبیح و سجاده و دلق نیست.
هر چند که هر چیز جای خودش ، اما...

خیلی حرفها مانده بود ، خیلی دردل ها .خیلی چیزها در ذهنم بود که می خواستم بنویسم. اما انگار قسمت نبود.

این شعر را برای این که میدانم شما نیز حب علی در سینه دارید می نویسم:
اگر آتش به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری

اگر حب علی در دل نداری
بسوزی، گر هزاران پوست داری

و حسن ختام با سخنی از شیخ اجل که خیلی این دو بیت را دوست دارم:

ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز آنچه شنیده ایم و دیده ایم و خوانده ایم

مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم.

در پناه حق
Cleauoum
شنبه 20 اردیبهشت 1393 12:40 ب.ظ
امیدوارم موفق باشید و همیشه سلامت
از زحمات شما متشکرم.
خیلی از کتابهایی را که مدتها دنبالش بودم توسط شما خواندم.
امیدوارم پیروز باشید.
-=-=
شنبه 20 اردیبهشت 1393 12:11 ب.ظ
پورفرجان به قدر كافی كتاب بهمون دادی كه حالا دیگه باید بشینیم بخونیم !
موفق باشی

خیلی گلی
دوستت داریم
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 12:31 ق.ظ
كار خوبی كردید كه دانلود ها رو برداشتید
كتابخونه هست
میگیریم
...
چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 09:21 ب.ظ
میگم یه کتاب از شریعتی نذاشتی برا ما شریعتی خوان ها
...
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 10:39 ب.ظ
ای کاش زمان برمیگشت و به جای رفتارهای بدی که باهات داشتم، قدرت رو میدونستم...من دیوانه...من احمق...
تا اخرین لحظه ی عمرم مدیونت هستم.
...
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 10:39 ب.ظ
ای کاش زمان برمیگشت و به جای رفتارهای بدی که باهات داشتم، قدرت رو میدونستم...من دیوانه...من احمق...
تا اخرین لحظه ی عمرم مدیونت هستم.
اصفهان22
پنجشنبه 14 فروردین 1393 06:41 ب.ظ
ممنون جناب پورفر ..بخاطر تمام زحماتی که در کتابناک کشیدیدوفرصتی که در آشنایی با شما دست داد پر بود از اطلاعات ارزشمند..موید وبهروز باشید
dark kont
سه شنبه 13 اسفند 1392 12:03 ق.ظ
ان شالله در کارهایتان پیروز باشید و دست حق به همراهتان.
فاطمه.ن
یکشنبه 11 اسفند 1392 12:25 ق.ظ
سلام مسعود عزیز
مدت زیادی نبودم و حالا که برگشتم در کتابناک با نبود شما و اینجا با این پست مواجه شدم
خیلی دوست داشتم فرصتی پیش بیاد و دوباره همصحبت بشیم
محمد 1aramesh
جمعه 9 اسفند 1392 10:46 ب.ظ
مسعود جان داداش کجا ؟؟ !!!
در شگفتم پسر آخر چطور!
تبادل اطلاعاتم که پاک یادت رفت .
budah
جمعه 9 اسفند 1392 09:09 ق.ظ
کجا مسعود جان تازه داشتیم باهم اشنا می شدیم :دی
من شعر بلد نیستم بگم ولی خواننده میگه:
به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی بعد از تو گم شد و به قصه پیوست
هر جا میری و هستی موفق باشی پسر گلم
دعای خیر من به همراهت برامون نامه بنویس
حسین بودا
چهارشنبه 30 بهمن 1392 09:04 ب.ظ
نمی دونم چرا تو کامنت قبلی اسمم نوشته نشد؟ به هر حال کامنتو رفیق زندیق! "مهرپویا" گذاشته.
چهارشنبه 30 بهمن 1392 09:03 ب.ظ
سلام.
اگه وقت نداری و امسال برات سرنوشت سازه حتما حتما کارای دیگرو بزار کنار.
اما به نظرم یک پروفایل فیسبوک واسه خودت بساز اونجا با دوستان در ارتباط باش.
سعید (Sh142)
چهارشنبه 30 بهمن 1392 01:26 ق.ظ
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد اهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
//م-امید//

مسعود عزیز سلام، بسیار دل آزرده شدم از این تصمیم ناگهانیت. ولی به هر روی، من به شخصه به تو به مدیونم به خاطر تمام زحمات که متحمل شدی.
با سپاس بسیار و به امید باز گشت دوباره ات.
شیدای صحرا
دوشنبه 28 بهمن 1392 01:25 ق.ظ
سلام جناب پورفر عزیز.
راستش من خبر نداشتم که پروفایلتون بسته شده.بنا را گذاشته بودم بر کار و گرفتاری و درس و زندگی که نبودید.
از این که اینجا اومدم و دیدم دارید میرید شوکه شدم.با نظر مححمد -ر کاملا موافقم.ای که کنار بکشید باری رو از روی دوش شما بر نمی داره و به نظرم ادای دین شما به فرهنگ اتفاقا خیلی بیشتره.یادتون هست که هر کسی که بیشتر می فهمد ،بیشتر در این دنیا درد و عذاب خواهد کشید.البته عذابش از کشیدن درد نادانی مردم است.به هر حال امیدوارم بعد ا زمختصری استراحت دوباره ببینم که حضور دارید و از نظرات ارزشمندتون بهره مند بشیم.
امیدوارم هر جا که هستید در پناه خداوند یگانه سربلند باشید و سلامت.
کتابناکی
یکشنبه 27 بهمن 1392 02:26 ق.ظ
من جات بودم آدم اجیر میکردم و اونارو به سزای اعمال ننگینشون میرسوندم |:
مژگان
شنبه 26 بهمن 1392 12:56 ب.ظ
سلام دوست عزیز...
ما بی تو به دل برنزدیم آب صبوری

چون سنگ دلان دل بنهادیم به دوری

انشالله که زودتر برگردید...ما منتظریم...
همیشه موفق باشید(موفقیت توفیق بندگی خداست)
siderella
شنبه 26 بهمن 1392 10:47 ق.ظ
همیشه بین مهربان بودن و بر حق بودن، مهربان بودن را انتخاب کن!
در تمام جوامع، مهربانی زبان مشترک بین آدمهاست،اما برحق بودن از یک جامعه به جامعه دیگر واز فردی به فرد دیگر فرق می کند.
آنچه که من و شما....حق خود می داند،ممکن است از منظر و دیدگاه افراد جوامع مختلف نه تنها حق نباشد بلکه ناحق هم باشد.
چون هرکسی برای خوش دلایلی برای برحق بودن دارد!
و این موضوع نشان دهنده عقل وذهن ناقص.... است.
هرچه از صافی ذهن ما عبور کند بیشتر مواقع مشکل ساز است.
آزمودم عقل دور اندیشه را
بعد از این دیوانه خواهم خویش را-مولوی

به هر حال جناب پورفر، من از شما بسیار آموختم.
امیدوارم در آینده باز از همین وبلاگ"هرمس"فعالیت خود را در زمینه فرهنگ و ادب جامعه ایران وجهان..از سر گیرد.
مهم نیست که حتماً این فعالیت شامل آپلود کتاب شود
شاید راههای متنوع وبهتری هم برای ارائه کردن مطالب مختلف ...وجود داشته باشد.



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30